تبليغاتX
دكتر حبيب صفرزاده - نكاتي درباره‌ی‌ ‌زبان تركي بجنوردي و ديگر شهرهاي خراسان در پاسخ به مطلب منتشره در وبلاگ بجنوردنيوز
بيوگرافي ، آثار علمي ، ادبي ، فرهنگي و سوابق اجرايي و . . .

توضيحات ذيل در رابطه با مطلب انتشار يافته در وبلاگ بجنورد نيوز با عنوان «هويت و ريشه‌هاي تاريخي» حلقه‌هاي گم‌شده‌ي ترك‌هاي خراسان، جهت استحضار كابران محترم و علاقمندان به علم زبان‌شناسي (linguistic) و گويش‌شناسي (philology) تقديم مي‌گردد. اميد است توضيحات اجمالي مفيد فايده‌ي علاقمندان حوزه‌ي فرهنگ قرار گيرد.

1- همچنان كه مي‌دانيم زبان مانند هر موجود زنده‌ي ديگر قابليت زند و زاي داشته و داراي مرگ و مير است. به عبارتي بسياري از زبان‌هاي رايج در ازمنه‌ي قديم امروز كاربرد نداشته و از بين رفته‌اند. و در مقابل بسياري نيز همچنان در حال زند و زاي مي‌باشند و اهالي آن زبان با آنها تكلم مي‌نمايند.

2- آنچه باعث مانايي و دوام زبان‌هاي مي‌گردد ثبات شرايط سياسي و اقليمي كشورها و غناي آن زبان‌ها مي‌باشد، عناصر لغت‌‌ساز زبان‌ها اعم از ميانوندها، پيشوندها، پسوندهاي  صفت‌ساز و اسم‌ساز و ... نيز در مانايي و غناي زبان موثرند. بعضي از زبان‌ها و گويش‌ها در مقارنت با ساير فرهنگ‌ها و زبان‌ها مغلوب زبان غالب گرديده و به مرور از بين مي‌روند.

3- آنچه در باره‌ي زبان و گويش تركي بجنوردي منتشر شده بود صرف نظر از رويكردهاي تعصبي به عنوان گشودن يك مدخل علمي قابل تحقيق درخور تأمل است. اما همچنان كه همگان مي‌دانند آسياي مركزي، ايران به صورت عام و خراسان قديم و افغانستان و پاكستان و هندوستان، ازبكستان، تاجيكستان، تركمنستان در بسياري از ادوار تاريخي از حوزه‌هاي تمدني مشتركي برخوردار بوده‌اند و در بسياري از ادوار تاريخي تحت فرمانروايي يك امپراتوري به نام فارس و ايران اداره مي‌گرديده‌اند.

4- عموم زبان‌ها و گويش‌هاي رايج در مناطق مذكور از شاخه‌هاي زباني ايندو-اروپايي (indo-europe) يا هند و اروپايي به شمار مي‌آيد و در گذر روزگار و حوادث و تغيير مرزهاي جغرافيايي گوناگون و متفاوت شده‌اند.

5- زبان‌ها و گويش‌هاي رايج در آسياي مركزي و ايران و قفقاز و ... عموماً از نظر ساختاري با اندكي تفاوت از يكديگر جدا شده‌اند. اين تفاوت‌ها عموماً ناشي از تعامل با ساير گويش‌ها و زبان‌ها و فرهنگ‌ها مي‌باشد. در هر جا كه جامعه‌ي زباني به لحاظ آماري و زبان اداري و حكومتي اكثريت غالب را داشته است ساير گويش‌ها و زبان‌ها به تدريج مغلوب زبان رايج حكومتي و اداري اكثريت گرديده است.

6- در مناطق خراسان بزرگ شهرستان‌هاي درگز، كلات، نوخندان، قوچان، سرولايت، فاروج، شيروان، بجنورد، مناطقي از مانه و سملقان و بخش‌هايي از شهرستان‌هاي جاجرم و نقاب و جغتاي سبزوار و بعضي از مناطق شهرستان اسفراين زبان و گويش‌هاي تركي از قديم‌الايام رايج بوده و هست. گويش‌هاي مناطق مذكور همچنان كه در احتمالات نويسنده‌ي وبلاگ آمده بود به گويش تركي ازبكي شباهت و مقارنت‌هاي فراواني داشته و دارد.

7- از آنجا كه همه‌ي مناطق مذكور در خراسان بزرگ و شهرهايي چون سمرقند،‌ بخارا، خيوه، اورگنج، انديجان، نمنگان، فرغانه، قوقان و ... كشور ازبكستان روزگار متمادي تحت يك حوزه‌ي تمدني اداره‌ مي‌گرديده‌اند پيوند و قرابت خويشي زباني آنها با يكديگر با عنايت به وجود واژگان مشترك فراوان (حلقه‌ي مفقوده) نبوده بلكه پيوندهاي زباني آنها با يكديگر كاملاً مشهور و نمايان است و تاريخ اين مناطق گواه اين حقيقت است.

8- خاستگاه حروف اعم از گُم‌واج‌ها، بست‌‌واج‌ها و حروف خيشومي، لثوي دنداني، حلقومي در گويش‌هاي مناطق مختلف ازبكستان و شهرهاي شمالي خراسان يكسان مي‌نمايد و كاملاً متمايز از گونه‌هاي تركي آذري است.

واژگان فراواني در گويش‌ها و زبان تركي ازبكي كاربرد داشته و دارند كه هم‌اكنون نيز در مناطق شمالي خراسان امروز عيناً استعمال مي‌گردد و هم از اين روست كه اهالي خراسان در ارتباط‌گيري زباني با ملت ازبك راحت‌تر از آذري‌زبانان و ترك‌هاي استامبولي مي‌باشند. عموماً پيران و بزرگان ازبك نيز به قرابت‌هاي زباني بين دو ملت آگاهي دارند.

ذيلاً جهت آشنايي بيشتر كاربران و علاقمندان مطلب فوق به چند واژه‌ي مشترك بين ترك‌هاي خراسان و تركي ازبكي اشاره مي‌نماييم كه گونه‌هاي آذري آن متفاوت از گويش تركي خراسان و مناطق ازبكستان مي‌باشد:

 

شب

kecha, aqsham

دست

qol

پا

ayaq

چشم

koz

سنگ

dash

بره

qoy

پيراهن

koylak

گوش

qulaq

شتر

deva

دماغ

burun

كوه

dagh

آرد

un

گوشت

at

كفش

kavush

خانه

ev

انگشت

barmaq

تنور

tandir

هندوانه

qovun

آب

suv

سر

bash

دختر

qiz

پدر

ata

مادر

ana

مادرزن، مادرشوهر

qaynana

علف

ot

مو

sach

 

+ نوشته شده در  88/01/10ساعت 13:33  توسط دكتر حبيب صفرزاده  |