X
تبلیغات
دكتر حبيب صفرزاده
بيوگرافي ، آثار علمي ، ادبي ، فرهنگي و سوابق اجرايي و . . .

به نام خدا

مدیرا ن محترم  بومی، اجرایی ، فرهنگی استان 

 اعضای محترم شورای شهر  و شهردار محترم بجنورد

سلام"علیکم خسته نباشید

........................................................................................

ای شمایان / دل بسته ی شهر ودیار خویشتن ........

.ای شمایان / نجیب سر فراز ...

بعد از این ایام پیری می رسد  ،

بعد از این  ماییم و یک  قبر نمور.!!!.....

 .بعد از این ماییم و حر ف های ناصواب!!!....   

بعد ازین ماییم و یک شهر خراب ..........وحرف های  بی اساس.....

پس بیا یک شهر فرهنگی بساز ...... 

                                             (حبیب صفرزاده)

 

......ضمن عرض ادب و احترام و آرزوی عاقبت به خیری توجه شما عزیزان را به نکات زیر جلب می نمایم .خواهشمند است سخنان اینجانب را  به عنوان یک شهروند ( اند کی کار آزموده در حوزهای اجرایی و مدیریت های فرهنگی و بین المللی  )از منظر سلایق سیاسی حاکم بر جامعه به تحلیل ننشینید  بلکه کاربست  اثر گذار  آن را  با اصحاب اندیشه و هنر و فکر استان حلاجی  فرمایید  تا شاید  فردامان  به کار آید!! ....فردامان به کار آید ....!!

همان گونه که مستحضر هستید اظهار نظر عالی ترین مقام اجرایی استان درباره ی پیشینه  ی استان در هفته های گذشته ذهن و ضمیر دلسوزان انقلاب و خاک خوردگان عرصه های فرهنگی استان را تاحدودی آزرده نمود و شاید این گونه اظهار نظر ها ی غیر ثقه و دم دستی به جهات زیر رخ داده ودر آینده نیز توسط دیگران رخ دهد .....!!!

بهتر آن است مدیران اجرایی و فرهنگی و بومی استان که بیشتر از سایرین  وامدار فرهنگ و اخلاقمندی این ملت شریفند  از این پس به فکر  پاسخ گویی به سوالات زیر برآیند   تا شاید خدماتشان  بیش از پیش موثر  و چشم نواز   واقع گردد ........

آیا از خود پرسیده ایم  توده ی  مردم  نجیب این سامان با چه شیوه هایی باید به شناخت مفاخر گذشته و متاخر و معاصر استان دست یابند ........؟

آیا از خود پرسیده ایم کدام یک از  المان ها  و نماد های نمایان شده در گستر ه ی استان ممثل و نماد عارفانگی و مدنیت و فرهنگ  ماست  و نام کدام یک از شخصییت های بومی و مقبول و  همه پسند استان بر سر  درب مراکز علمی و فرهنگی و هنری و دانشگاهی ما نقش بسته است   تا شهر وندان ما از گذشته ی  مفاخر  و بزرگان  فرهنگی و علمی و هنری و ادبی ....خود بپرسند و به آن افتخار نمایند .

آیا هیچ یک از شخصییت های علمی و فرهنگی و سیاسی دانشگاهی، ادبی ،هنری ،ظرفیت پاسداشت همگانی و مراسم تجلیل و بزر گداشت را  نداشته اند  ؟.......ویا آیا انجمن مفاخر علمی و فرهنگی و دینی در استان جایگاهی دارد ؟ فعال است ؟کدام عرصه ها را پیموده است که منجر به تقویت پیشنه ی فرهنگی و علمی و دینی استان  شده باشد ؟

 تنها اقدام اثر گذار و چشم نواز که توسط ادارات  کل محترم  بنیاد شهید و اداره کل حفظ و ارز شهای دفاع مقدس استان   و بعضا "شهرداری محترم  صورت گرفته  نصب تصاویر و تندیس هایی  است که به برکت انقلاب اسلامی و خونفشانی و رشادت جوانان  این مرز وبوم  حاصل گردیده است  که آن هم در خور و شایسته و مکفی نمی نماید ......سهم معرفی  عالمان دین ، دانشمندان مرگ اندیش ،  پزشکان حاذق   هنرمندان میدان دار ، فرهیخته گان خون دل خورد،    منبریان سر شناس ،  ادیبان نام آشنا  ، خیران اثر گذار، در نامگذاری اماکن و نصب تندیس آنان در مبلمان شهرهای استان و مرکز استان کجاست و چرا کمتر رو"یت می گردد  تا عموم مردم با نام و گذشته ی مفاخر استانی خویش آشنایی بیشتر  یابند...

چرا بسیاری از اماکن عمومی به نام مشاهیر استان نام گذاری نمی شوند و چه منعی بر سر راه ایجاد یک مقبره الفضلا ی تعریف شده ی هیات امنایی (قطعه ی اصحاب علم و فضل و فرهنگ و هنر )در گورستانهای عمومی شهرهای استان وجود داشته ودارد  وکدام دلیل و حجت شرعی مانع نپرداختن به اینگونه امور شده است که این اقلیم را خراسان نام باشد و عالمان و و اهل ادب و فرهنگ و هنرش بعد از حیات هم ناشناخته و مغفول بمانند ......

آیا وقت آن نیست که دستگاه های متولی استان اتوبان در دست احداث شهرک گلستان را در مرکز استان با نماد ها والمان های فرهنگی  بومی و اقلیمی و یا با نصب تندیس های عالمان و شاعران و دانشمندان نام آشنای استان زینت بخشند آنچنان که هم مظاهر تمدن و  مدرنیته وهم سنت حسنه ی هویت بخش (توجه به مفاخر ملی و ارزش های اسلامی)در آن تجلی یافته  وهم  رهگذران و زایران حضرت ثامن الحجج با مفاخر گذشته ی این استان آشنایی بیابند .....دراین اتوبان که می تواندهویت بخش و اثر گذار هم باشد می توان از الگو های ماند گار سایر شهر های فرهنگی کشور بهره گرفت .......

سخن آخر در این مجمل دلسوازنه این است که  مدیران متولی به ویژه فرهیخته گان شورای شهر بجنورد و شهردار محترم نسبت به ساخت وسازهای غیر متوازن بناهای تجاری و مراکز خدماتی و پزشکی در مرکز استان آن هم در محدوده های پر تردد و پر ترافیک چاره ای اندیشده تا بلکه حواشی شهر نیز از وجود مراکز و مجتمع های تجاری و خدماتی و پزشکی برخوردار شده و برای استفاده از خدمات عمومی ناچار به رفت و آمد به مر کز پر ترافیک شهر نشوند و از طرفی شهر از رشد متوازن و هم نواختی  برخوردار شود .بی گمان اگر شهرداری محترم برای خیابانها و بلوار های جدید و پر جمعییت شهر  با توجه به نزدیکی سالگرد با شکوه انقلاب اسلامی وسنت دیرین و مقبول شهرداری در این ایام تسهیلات پروانه ای راحت  تر ی قایل شوند سر مایه گذاران و مالکین مبادرت به ایجاد چنین اماکنی در حاشیه ی  بلوار های جانبی و جدید شهر  خواهند نمود و همین امر باعث روی آوری پزشکان محترم و بازاریان و اصناف و مشاغل پر ازدحام خواهد گردید و بزر گترین شهر استان و مرکز آن از رشد متوازن و هویت بخش و اثر گذار  بهره خواهد برد                                                                             خرد مند از تواضع مایه گیرد                        بزرگی از کرم پیرایه گیرد

                                                                                     " نظامی"

+ نوشته شده در  91/08/30ساعت 16:37  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

اتوبوس آهسته تر

ذره ای آهسته تر

بی تفاوت مگذر

تا تامل به صبوری و تب صخره ی کهسار کنم ....

اتوبوس آهسته تر

ذر ه ای آهسته تر

 بی تفاوت مگذر

 تا شمیم گل نرگس  تا شقایق به مشامم برسد

 اتوبوس آهسته تر

ذز ه ای آهسته تر

 که نوای نی و هی هی چوپان

 به فرا سوی  افق ز بر خاطر  محزون من است

 اتو بوس آهسته تر

 ذر ه ای آهسته تر

 بی تفاوت مگذر

دل من حامل صدها خبر است

 از دل من به در و دشت و به صحرا اثر است

اتوبوس آهسته تر

 که نگاهم به نگاهی دگر است

 (حبیب صفرزاده خرداد۶۷)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  91/08/27ساعت 1:13  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

   زندگی   خورشید  در با م من است           

  چون می توحید  در جام  من است

  سرخوشم   با  نغمه های     بندگی

 این کلام  صبح  و هر  شام من است

کودکانم   چون   صدیقند    و     زلال

شهدشان در جان و در کام من است

همسری دارم   صبور   و  مهر   بان

هم دبستا ن   من و رام  من است

گر ندارم   زر و   مالی   بی شمار

مفتخر از  فکر و  ا ز نام  من است

بی نیازم    بی نیاز   از    این وآن  

چون هوس همواره در دام من است

ای   بنازم    بر    خدای        لایزال

صاحب الملکی  که هم نام من است

                               (حبیب صفرزاده )

                                ( آبان ۸۸ تاشکند) 

 

 

+ نوشته شده در  91/08/27ساعت 1:2  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

 

نامه ای به والی........

(به نام خدای رحمان و رحیم)

                                                                                                                                     جناب آقای استاندار سلا م  ........ (در پی فرمایشات جناب عالی درباره ی معرفی خراسان شمالی و آن چنان  که  گفته ای ......... )

چند اشارت مختصر از هزاران را  می نگارم.....تا فردات به کار آید ......

برادر جان خراسان  است  اینجا            سخن گفتن نه آسان است  اینجا

خراسان  مردمی  باهوش  دارد            خراسانی دو  لب   ده گوش   دارد 

.......آقای استاندار  !  لابد بااین سخن دقیقی طوسی که در تاریخ فرهنگ و ادب این مرز وبوم ثبت و ضبط است  است آشنایی دارید   .همین دوبیت آغازین سخن برای دلالت شما بر هوشمندی و ذکاوت مردم استان خراسان شمالی کافی است . اهل علم و ودانش عالم  خراسانیان  سرفراز را   به عالمانگی و دانش و کیاست  و زیرکی  می شناسند   وخراسان شمالی  ملک زر خیز خراسان بزرگ  به سبب برخورداری از مواهب خداداد همواره در پرورش رجال  علمی و عرفانی و ادبی  میدا ن دار  × مورد توجه جهانگردان و شرق شناسان  عالم بوده است .

خراسان ازدیر باز خواستگاه  اند یشه های  علمی و فلسفی و کلامی بوده است  . آنچنانکه اگر با فراست می نگریستید نشان دهها مرد فحول و تاریخ ساز را در هر کران این خاک(بجنورد و جاجرم  شیروان اسفراین گرمه و مانه و فاروجش ) می یافتید و اگر با رویکردی مرگ اندیشانه به زیارت حضرت ثامن الحجج مشرف می شدید در جوار مرقد هشتمین خورشید آسمان ولایت مزار تنها مردی را می یافتید که مایه ی فخرادب و فرهنگ  زمانه خویش بوده است او  در بجنورد پرورش یافته ومرحوم دکتر رسای تبریزی ملک  شعرای آستان قدس آن زمان در وصفش سروده و بر سنگ مزارش اینگونه نگاشته اند .

خفته این جا اوستادی بی همال          پیکری  ازدانش  و فضل  و کمال 

خطه ی بجنورد    پرورد  این گهر             گوهری روشن دل و نیکو خصال

سید   والا گهر   سید حسن             یافت با  در یای  رحمت  اتصال ............ آقای استاندار ! می دانم که می دانی....... بنا به گفته ی مرحوم آقا جلال آشتیانی از نا موران فلسفه ی معاصر اسلامی و دکتر محمد ابر اهیم دینانی  فیلسوف مشهور   معاصر   و محقق داماد عزیز  مرحوم آقا میرزا حسن موسوی بجنوردی از اعاظم فلسفه و فقه و کلام اسلامی  روزگار ماست که کتاب سترگ هشت جلدی  قواعد الفقهیه ی آن بزر گوار هنوز جز" کتب مرجع حوزه های علوم دینی در بلاد اسلامی است  و شما به عنوان والی...... و مراکز علمی وتحقیقی و دانشگاهی فرهنگی استا ن به عنوان متولی هنوز   فرصت پاسداشت آن فقیه نواندیش و ذیحق را ند اشته ایدو یا ایجاد نکرده اید : ! .در عرفان اسلامی و اخلاق  مردم این سامان آقا نجفی  بزرگ را در دامان خود پرورده است و با مرور ی اجمالی به تاریخ گذشته ی ایران نشان مردانی چون بدر الدین جاجرمی و نادم جاجرمی و طالب جاجرمی از ادیبان و سخنوران شاعر ان  هم عصر شیخ شیراز (حافظ) را خواهید یافت شیخ آذری و قدسی شیروانی و ناطق  مانه وعارف بجنوردی  ..........صدهامرد بزر گ و نامدار دیگر را خواهید شناخت  که ازاین سرزمین فر هنگ خیز بر خواسته اند .......ودر ادب و فرهنگ ودانش و سیاست  متاخر نیز  مردان نشان دار ی منسوب به این دیار ند  که ذکر نامشان دراین مجمل ناچیز  نمی گنجد و همگی حق دار نظام و انقلاب.اسلامی اند ............      آقای استاندار!...... در علوم جدیده فرزندان این سا مان همواره جلودار بود ه اند .در اخلاق پزشکی نام و یاد  شاد روان استاد دکتر سید حسن هاشمیان ورد زبان پزشکان خدا ترس و مرگ اندیش ایران است ودر راه اندازی اولین  دانشگاه پزشکی مشهد مقدس هنوز زحمات علمی دکتر سامی راد عزیز  از ذهن و ضمیر پزشکان حاذق ایران نرفته است ......در عظمت و بزرگی و هوشمندی مردم این سامان کاش دیوان ملک الشعرای بهار را تورق  می نمودید که در روزگار تاریک و مخوف استبداد حاکم بر  وطن مرکزیان را به شناخت فرهنگ و بینش بالای سیاسی مردمان این اقلیم دعوت نموده است .مرحوم بهار  که ادیب و سیاست مدار بی همتای عصر خویش  ویارو  یاور مدرس قهرمان  بود در روزگار تبعید و مبارزات خودبا رای شجاعانه و آگاهانه ی این ملت به مجلس راه یافت .............                                       آقای استاندار ! در زمانه ای که جناب عالی از بد یا خوش حادثه  سکان مدیریت استان مارا عهده  دارید صدها تحصیل کرده فرهیخته و  بی ادعا و گم نام  در پست های علمی و دانشگاهی و مدیریتی کشور مشغول انجام خدمت رسانی به ملت  شریفند  و استان را به این صفات که شما می شناسید نمی شناسند   .و..سیاست نمی ورزند.......و دریغ ودرد  که کسی تجارب ارزنده شان را بهره نمی گیرد .  

و گویا اراده ای برای استفاده از چنین مدیران کار آزموده ای ازجانب دولت محتر م وجود نداشته و نخواهد داشت و هم از این روست که استان نوپای ما با مدیران نآشنا با پتانسیل های موجود و عدم شناخت ازفرهنگ  واقعی  غیر حرفه  ا ی وبی تجربه اداره گردیده است .

 

..ای شهر من ای بجنورد ای شهر صداقت ها                 تو  باور تاریخی   در اوج  رشا دت ها 

    تو خطه گردانی تو   مهد  شهیدانی                                   .تو  بام خراسانی در اوج  ظرافت ها

در ساحت مردانت خورشید پریشان است                     آنجا که بتابد روز  بر اوج علامت ها ....... 

 آقای استاندار!  .......  میدانم  که می دانی این ملت نجیب و سر به زیر در طول تاریخ به رشادت و جوانمرد ی  به سفره داری و  میهمان نوازی  شهره بوده اند  و قرنهاست که مرز های شرقی این کشور را از هجوم تاتارها  گرفته تا تزار و بلشویک های روس صیانت نموده اند   و  به گوا ه تاریخ اینجا هما ن اقلیمی است  که اقوامش  اسطوره ساز ....   و نقش آفرینان واقعی روزگار خود   بوده اند  هنوز غیرت و جوانمردی شهادت طلبی و آرمان خواهی  د ر  ملودی ها و مو سیقی های   نواحی و مقامی  خراسان  بر انگیز آننده و گاهی گریه آور است   .  در عرف و عادات اجتماعی   وخرد ه فرهنگ های اقوام این اقلیم سرفراز ناموس پرستی و ولایت مدار ی آرمان خواهی و زمین گریزی ووطن دوستی  موج می زند  نغمات و کله فریاد های سوزناک خراسانی از شب های دیجور و تاریکی حکایت می کنند که خراسانیان چه دشواریها و بلا هایی را از سر  ملت مهربان ایران  دور کرده اند و پای فرهنگ نیاکان و اعتقادات عمیق و ریشه دار خویش ایستادگی نموده اند . همه ی اینها  موید ذکاوت و هوشمندی مردمان فرهنگ مدار این سامان است که جنابعالی با عبارات دم دستی و شان شکنانه  آنان را مورد خطاب قرار داده اید آقای استاندار ! .......    در این اقلیم سرفراز تعصب خشک جایی ندارد   آن چه هست غیرت است وجوانمردی است و انتظار از والی  اسلامی است    وبی گمان مدیران وحاضران خراسانی د ر مجلس که بر خلاف نظر قاطبه ی دلسوزا ن  به نظام نجابت و خاکساری  به خرج داده اند تاشما به مصداق شعر خواجه ی شیراز

نفرمایید :  که ....    تیمار غریبان اثر ذکر حبیب است        جانا مگر این قاعده در شهرشا نیست  .........

که صد البته خراسانیان عزیز میهمان نواز و غریب نوازند و  شکوه بزرگی و فرشان در فرهنگشان تجلی یافته است که جناب عالی و سایر مدیران نآشنا با گذشته ی تاریخی استان ریزه خوار این اخلاق کریمانه اید .........  

آقای استاندار !!......خراسان شمالی قریب سه هزار گلپونه ی پرورده در دامن خود را را بر هودج آتش جنگ تحمیلی نشاند ه است که راقم این سطور توفیق به کتابت در آوردن مرور زندگانی بعضی  ازاین  شهیدان سرفراز را داشته است .تا بلکه اسلام  و و طن مانایی بیابد و خلق آزار نبینند و بد فرهنگی  رواج نیابد.....

آقای استاندار ......  .  .کاش آن جناب در سخنان خویش معماری به خرج می دادید شان و منزلت خود ومردم این سامان را رعایت می نمودیدو این گذشته  ی پر تلالو" ملت ما را به مطالعه می نشستید و موجبات رنجش این عزیزان سر به زیر و با نجابت را فراهم نمی کردید ...........درعظمت فرهنگی و مدنیت مرد م این استان نکات مجمل بالا برایتان کفایت دار د . اما جناب آقای استاندار از سر دلسوزی و اعتقاد و تجربه های مدیریتی   و فرهنگی بد نیست این را نیز در آخر به جناب عالی متذکر شویم که دنیا در تعریف شیخ شبستری عارف                                                              ...............................................................      یکی خط است از اول تا به آخر           بر او خلق جهان گشته مسافر

در این ره  انبیا چون  ساربانند             دلیل و     رهنمای   کاروانند  

وز ایشان سید ما گشته سالار             هم او اول هم او آخر در این کار..... 

بهتر آن است به شعا ر  نوکر بودن مردم معتقد مانده و عمل نماییم و تا زمانی که در کسوت خدمتگذاری مردم مانده ایم  خاکسار و متواضع باشیم و به قول ملا محسن فیض کاشانی                                      گر تکبر می کنی با خواجگان سفله کن                ور تواضع میکنی با مردم درویش کن

 

             در راستا ی مسو لییت مان نهج البلاغه خوان و سلمان شناس باشیم  . همکاران مان را دوست بداریم .با آنان مشفق باشیم .بزرگشان بداریم    وملت مان را اگر برزیگرند واگر  چوپان ولی نعمت خود بدانیم .  .........

                     ( ما شاخ مرادیم پر از میوه ی توحید            هر رهگذری  سنگ زند عار نداریم )  

                  بااحترام حبیب صفرزاده رایزن فرهنگی سابق جهوری اسلامی ایران در ازبکستان

                                    معلم ادبیات دبیرستانها و دانشگاه های فعلی بجنورد

          

  

 

 

+ نوشته شده در  91/08/27ساعت 0:0  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

به نام خدا  باسلا م خدمت دوستان پیشین  به ویژه دانشجویان فرهیخته و خاکسارم  و اندیشمندان ایران سرفراز و خراسان شمالی عزیز که پیوسته درخواستشان از این حقیر روز آمد نمودن وبلا گ بوده است و بنده  متاسفانه به دلایل متعدد در ایام گذشته از نگاشتن هر نوع مطلبی دروبلاگ  پرهیز می نمودم  امید وار م  ازاین پس بتوانم پاسخگوی دوستا ن اندیشمند و خوا نندگان منصف  و علاقمندان به ادب و فرهنگ باشم ُ سبب ساز ورود دوباره به این عرصه انتظارو درخواست  مردم نجیب خراسان شمالی به ویژه اصحاب رسانه و قلم به اظهار نظر در باره ی فرمایشات  بی اساس  استاندار در جلسه ی شورای اداری استان بوده است  امید وارم سبب خیرباشد برای خود و خوانندگان وبلاگ .........با احترام حبیب صفرزاده
+ نوشته شده در  91/08/26ساعت 20:57  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

+ نوشته شده در  89/11/28ساعت 17:21  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

                                               (به نام خدا)

- مروراجمالی زندگانی دکتر صفرزاده:

 در پنجم آذر 1344 در حاشیه ی پهندشت کویر  جاجرم ودر روستایی به نام جربت  متولد شد.پدرش اهل قرآن و زراعت و قناعت بود و مادر از سادات هاشی نسب،درهرم آفتاب کویر با کار و تلاش ودرس کودکی هایش را سپری نمود و بعد از اتمام دوران تحصیلات ابتدایی برای ادامه ی تحصیل راهی شهرستان بجنورد گردید.

تابستانها را با کار و تلاش و ایام تحصیل را مشغول درس و مشق بود تا اینکه مو فق به اخذ دیپلم دررشته ی فرهنگ و ادب شد . در کنکور همان سال در دو رشته ی تاریخ و ادبیات فارسی  مورد پذیرش قرار گرفت  اما حسب علاقه به ادبیات فارسی و شعر و نویسندگی  به شهر قلم های مرصع نیشا بورعزیمت نمود تا در رشته ادبیات  ادامه ی تحصیل  دهد . تحصیل در نیشابور با شدت یافتن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مصادف گردید، بر اساس وظیفه ای که در خود احساس می نمود  هر از گاهی به جبهه عزیمت می کرد و باز به محل تحصیل برمی گشت  و به این ترتیب سه بار توفیق حضور در جبهه را تجربه نمود.

حضور شاعران توانمندی چون مرحوم حیدر یغمائ نیشابوری و مرحوم فریدون گرایلی و مرحوم بیریای گیلانی و پروانه محولاتی ورونق انجمن های  ادبی شهر نیشابور  باعث گردید تا حبیب برعلایق ادبی و ذوقی خویش افزوده ودر این مجامع حضور فعالی داشته باشد ، تا آنجا که بعضا رشحات قلمی و آثار ذوقی خویش را در نشریات محلی و معتبر استان و کشوربه چاپ برساند . بعد از اتمام دوران تحصیل  برای آغاز شغل  شریف معلی وارد  شهر خاطر ها یش بجنورد گردید ودر دبیرستا نهای  این شهر مشغول تدریس ادبیات  فارسی شد  و همزمان با تدریس و تحصیل به اداره ی کانون شعرا و نویسندگان امور تربیتی و را ه اندازی نشریاتی چون جوانه ها و گلپونه ها  پرداخت.

بعد از  را ه اندازی مرکز پرورش استعداد های درخشان در خراسان به مدت شش سال  مامور به این سازمان گردید وهمزمان به تدریس در دانشگاها ومراکز تربیت معلم مشغول بود.

بعد ازهجده سال تدریس ادبیات فارسی به ریاست مراکز تربیت معلم ومرکزآموزش عالی فرهنگیان منسوب شد و بعد از سه سال واندی تصدی این مراکز تحصیل در مقطع دکتری ادبیات فارسی گرایش زبانشناسی را آغاز نمود.در همین اثنا دو اثر ادبی ایشان به نام گلپونه های آتش که حاوی مرور زندگانی سرداران شهید خراسان بود به عنوان آثار ادبی برگزیده کشوری شناخته شد وهمین انتخاب باعث گردید تا بنا به پیشنهاد مسئولین وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی به این وزارت خانه ماموریت بیابد.

علیرغم اصرار مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صفرزاده از پذیرش مسئولییت مدیر کلی سر باز زد و در نهایت قائم مقامی اداره ی کل فرهنگ وارشاد اسلامی خراسان بزرگ را پذیرفت و بعد از دو سال اشتغال در این کسوت به سمت مدیر کلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان  منسوب گردید و منشاء خدمات بسیار ارزشندی در استان هنر دوست گلستان شد .

بعد از سه سال مدیریت فرهنگی استان گلستان با انتزاع سازمان کتابخانه های عمومی کشور از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سمت مدیر کلی کتابخانه های خراسان رضوی منسوب و تا سال 1386 مشغول تصدی  امور کتابخانه های خراسان رضوی بود .

در مهر ماه سال 1386 به سمت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشور ازبکستان  منسوب گردید .صفرزاده با همه ی محدودیت هایی که به لحاظ قانونی درآن کشور وجود داشت مو فق به انجام کارهای زیر بنایی و خطیری شد .خرید ساختمان رایزنی فرهنگی  و ترجمه یبیش از بیست جلد کتاب ارزنده ی نویسندگان  فارسی و دانشمندان اسلامی به زبانهای ازبکی و روسی و تصحیح و چاپ کتاب دیوان املاء بخارایی برای اولین با ردر ایران و تالیف کتاب فارسی سرایان ازبکستان که محصول تحقیقات میدانی و جریان شناسی شعر فارسی سرایان ازبکستان است از جمله کارهای ارزنده ی دوران مسولیت ایشان است .

 صفرزاده علاوه بر راه اندازی چند اتاق زبان فارسی جدید و تدریس افتخاری در دانشگا ههای زبانهای جهان و دانشگاه شرق شناسی و دانشگاه خبر نگاری ازبکستان  توانست تعامل یسیار خوبی را با ایرانیان  قدیم  وشیعیان  شهر های بخارا و سمرقند  بر قرار نماید. وی توانست به همبستکی شاعران و نویسندگان فارسی سرا وخاصه شیعیان اهل اندیشه و قلم ، کمک های فراوانی نماید و هر از گاهی در محافل ادبی و فکری و دینی آنان حضور موئر ی داشته باشد .

ایشان بعد از اتمام ما موریت خویش در کشور ازبکستان به مو طن خویش باز گشته ودر حال حاضر مشغول تدریس در مراکز تربیت معلم و دانشگاههاو انجام امور پژوهشی  است.

آثار و تالیفات چاپ و منتشر شده ی وی عبا رتند از:

 

1- تصحیح و چاپ دیوان املائ بخارایی

2- تصحیح و چاپ دیوان عارف بجنوردی

3- تصحیح و چاپ ملستان میرزا ابراهیم تفرشی معروف به مدایح نگار

4- تالیف و چاپ کتاب تاتی گویشی در شمال خراسان ..رساله ی  دکتری

5- ترجمه و چاپ اصطلاحات در بار ساسانیان

6- تالیف و چاپ دو جلدی کتاب گلپو نه های آتش  مرور زندگانی سرداران شهید خراسان

7- چاپ کتاب مجموعه شعر اشک آواز ها از سروده های خود

8- تالیف و چاپ کتاب سیمای امام علی در ادبیات عامیانه ی خراسان بزرگ

9- تالیف بیش از ده مقله علمی پژوهشی و فرهنگی در نشریات داخل و خارج کشور

10- نظارت بر تالیف و ویرایش بیش از بیست جلد کتاب ترجمه شده از زبان فارسی به ازبکی و روسی 

 

+ نوشته شده در  89/11/26ساعت 1:5  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

فرهنگ شهادت عامل هویت بخش در عصر جهانی شدن

قرنهاست بر تاریخ ملت های عالم می گذرد و بشر از همان سرآغاز زندگانی اجتماعی خویش تجربه هایی چون عشق به همنوع و ایثار را در مقابل سایر ابناء بشر به تجربه نشسته است. فراز و فرودهای فراوانی را پیموده است تا بتواند از تنگناها و مضایق هستی بگذرد و حلاوت مفاهیم آرمانی و اخلاقی و دین را بچشد.

... در مسیر این زندگی اجتماعی کمال و کمال گرایی از آرمانی ترین مقوله های فکری و فرهنگی ملت های مختلف جهان بوده است به گونه ای که ماناترین اسطوره های شرقی ابتدا مزیّن به صفات اخلاقی و ایثار و از خود گذشتگی گردیده و سپس تاثیرگذاری ماندگاری داشته اند.

... عشق و محبت از جمله نادرترین و ارزشمندترین عوامل تاثیرگذار در حرکت های فکری و عقیدتی ملت های عالم خاصه مشرق زمین بوده است، شرح دلدادگی های عشاق واقعی شور جانفشانی مردان سترگ و مبارز و میدان دار، پایداری مردمان اقالیم مختلف در مقابل ستمگری ها و مظالم ظالمان و حاکمان جهان یکسر ریشه در عشق و ثبات عقیده و قدم آنان داشته و یکسر منبعث از ایمان راسخ به معاد و ارزشهای حکمی و اخلاقی ودینی بوده است. غالب مصلحان بزرگ اجتماعی در اقصای عالم با پای عشق از دره ها و بیغوله های پر خوف و خطر گذشته و در مقابل زر و زور حکام جابر و طغیان گر ایستادگی ورزیده اند تا راه حق و حقیقت را بر همنوعان مرگ اندیش و خداترس خویش هموار سازند. براستی اگر فضایل ارزشمند و خدادادی چون عشق و محبت و ایستادگی و صبر و دانایی و معرفت فرا روی پیش روان و پیش قراولان تاریخ بشریت نبود فرجام اخلاق و فرهنگ و مدنیت و حق مداری و حق گزینی انسانها چه بود؟...

... اگر شهد معنویت و اخلاق و صفات ارزشمند به کام انسانهای غربت نصیب و زمین گریز چشانیده نمی شد امروزه بشریت در دره های لجام گسیختگی و ببریت محصور مانده بود و هیچ چراغ کم سویی فرا روی معرفت جویان عالم روشن نمی ماند، از این رو تاریخ و به ویژه مردمان عصر ما وامدارترین ملت های روزگارانند!!...

... بشریت عصر ما وامدار راهگشایان و راهنمایان و دلدادگان علم و عمل و اخلاق است، وامدار آنان که به جای ابتلا به عافیت طلبی و شکم پرستی و مال اندوزی از روشنگری و ترویج سداد و راستی و عدالت یک دم باز نایستاده تا حق و حقیقت، معرفت و اخلاق بماند و درخت فرهنگ و مدنیت، رادی و رادمردی و انسانیت تنومند گردد.

اکنون که قرنهاست انسانهای دل آگاه و روش ضمیر از سایه سار درخت فرهنگ و اخلاق متنعم اند و از زلال جاری دین و معرفت جام می نوشند، بایستی پاسداشت این میراث معنوی و گرانسنگ را قدر دانسته و در ترویج و نهادینه کردن این ارزشمندترین صفات فرهنگی خویش بکوشند.

... یکی از بارزترین و اثرگذارترین جلوه های ماندگار فرهنگ مردمان مشرق زمین خاصه ایران و حوزه های تمدنی اسلام عزیز عشق به شهید و شهادت است. عشق به آزادی و آزادگی که مرام همه پسند امام آزادگان عالم حضرت حسین ابن علی است... .

شهادت قرنهاست بر ذروه ی معرفت و اخلاق و دانایی نشسته است. شهادت نقطه اوج دانایی و منتهای حق پرستی و عاشقی است، هم از اینروست، که هر دلی را بدان راه نیست و تا کنون دلدادگان واقعی و حق مداران آسمان گزین بر این مفرش رنگارنگ و خوش نقش غنوده اند. شهیدان ندیمان و هم نشینان اصفیاء و اولیاء اند و شهید شفیع است و در هر دو عالم عزیز!

شهادت و ارزش آن در ادیان الهی

... شهید و شهادت، ایثار و فداکاری از ارزشمندترین صفات موجود در عرصه فرهنگ ملت ها و خاصه فرهنگ های منبعث از ادیان الهی است. از اینرو چون مکاتب غیر الهی به حساب و کتاب و عالم غیب و شهادت اعتقادی ندارند از عروج لذتمند انسانهای صاحب کمال بی نصیب اند.

... ایثار و از خود گذشتگی و زمین گریزی و آسمان گزینی از مقولاتی هستند که فقط برای کسانی معنی و مفهوم پیدا می کند که به غیر از این دنیای ملوث معتقد به معاد و قیامت و دنیای دیگر باشند. آن کسانی که به مقام قرب الهی و هستی پس از مرگ اعتقاد دارند در مقابله ی با طواغیت روزگار معتقد به جانبازی و ایثار می باشندو از راهگشایی برای همنوعان خویش و ترویج راستی و سداد لذت می برند و در این رهگذر از ریختن خون خویش هراس ندارند. در سوی دیگر کسانی که معاش اندیش و عافیت طلب هستند به این ارزشهای آرمانی و خداخواهانه معتقد نیستند و در حضیض این زمین عفن گرفتارند و از حزّ حماسه آفرینی و خلود بی بهره اند.

... استاد شهید مطهری معتقد است: « هیچ کس به اندازه شهیدان به تاریخ و جامعه بشری خدمت نگرده است، چون آنها هستند که راه را برای دیگران باز می کنند و برای انسانها آزادی را هدیه می آورند تا هر کسی کار خود را انجام دهد، اوست که محیط مناسب را برای دیگران فراهم می آورد».

... دکتر علی شریعتی معتقد است: « حتی در مذاهب و مکاتبی هم که به قداست و قدس معتقد نیستند به تقدس شهید معتقدند».

دیدگاه شهیدان به مقوله شهادت آرمانی است و از نوع پیوند میان عاشق و معشوق است، از آنجا که به حقیقت مرگ پی برده اند، هیچ هول و هراسی را در خود راه نداده و به وصال می اندیشند. به عبارتی عارفان و شهیدان راه حق در متن مرگ به حیات تازه و نشئه ی جدیدتری معتقد می باشند.

... اگر بنا باشد در جامعه مواریث ارزشمند و صفات همه پسند اخلاقی رواج یابد، باید برای حذف دنیاطلبی و معاش اندیشی و شهوت پرستی ... راه شهیدان را اختیار نمود و نور زیبای عارفانگی و شهادت را نمایان ساخت. این مقوله همزاد تاریخ پیدایش انسان شناسنامه و دیرینگی دارد یعنی بشریت در اعصار مختلف وامدار اسطوره های این وادی است، تاریخ بدون رهنمونی و رشادت اینان بیراهه ها و بیغوله های تاریکتری را می پیمود و معلوم نبود فرجام حق و حقیقت و اخلاق به کجا می انجامید.

... واژه شهید و شهادت در قاموس اغلب ملت های پیشینه دار حرمت داشته و دارد. در آیین مسیحیت این مقولات ارزشی توسط حواریون در مورد شخص حضرت عیسی (ع) به کار برده شده است و در قرن دوم میلادی برای شهیدان مسیحیت بزرگداشت برپا می نموده اند و روز شهادت شهیدان را روز تولد دوباره آنان بر می شمرده اند چون اعتقاد به مرگ و نابودی شهید نداشته اند.

هندوان معتقدند، کسی که در حین ادای وظیفه از بین می رود هرگز نمرده است، بلکه زنده همیشگی است و بودائیان خوب مردن را عامل تعالی روح دانسته و معتقدند افرادی که در راه اهداف آرمانی می میرند در نزد خداوند عزیز و مورد رحمتند.

شهادت در مکتب اسلام

آنچه مسلم است واژه شهادت برگرفته از آموزه های اسلامی و قرآنی می باشد، امروز کلمه شهید در فرهنگ و عرف اسلامی به کسی اطلاق می گردد که در راه خدا کشته شده باشد.

یکی از مهم تریم موضوعاتی که در فرهنگ اسلامی وجود داشته و دارد مقوله جنگ و جهاد است عامل مهمی که باعث حفظ و صیانت از حریم اسلام و مسلمین گردیده است. به عبارتی با ترویج روحیه ی جهاد و ایثار جامعه از حالت خمودی و سکون بدرآمده و مانع بروز انحرافات بزرگ اجتماعی می شود و از طرفی شهیدان این زلال های جاری به عنوان ممثل و نمادهای همه پسند و مقبول و در بعضی فرازها، اسطوره های بی بدیل هستند و چون چراغی رهنمون بشریت می گردند.

... جهاد در راه خدا نیز حسب متون موجود باقی مانده از پیشینیان انواعی داشته و دارد به گونه ای که جهاد و جنگی که از جانب امام معصوم یا کسی که مستقیم از جانب او برگزیده شده باشد را جهاد ابتدایی گویند و غالب اینگونه جنگ ها را مسلمانان صدر اسلام به دلایل مختلفی آغازگر بوده اند. این گونه نبردها غالبا با غیر مسلمانان و دشمنان خارجی صورت می گرفته است.

یکی دیگر از انواع جنگ و جهاد در راه خدا جهادی است که به دفاع معروف شده است، در این گونه نبردها غالب جنگ ها از جانب دشمنان آغاز و به قصد قتل و غارت بوده است، از این رو هر کسی در جهت حفظ و کیان آب و خاک و و ناموس کشته می شد بنا به حکم اسلام شهید به شمار می آمده است.

از انواع دیگر جهاد، جنگی است که بین دو گروه از مسلمانان در می گرفته است. لذا کسی که به دفاع از گروه مظلوم و ستمدیده تر بر می خواست و در آن راه کشته می شد او را نیز در عداد و شمار شهیدان می آورده اند. دسته ای از انسان ها نیز در راه نشر حق و حقیقت و ترویج باورهای راستین یا همان اصل معروف «امر به معروف و نهی از منکر» از بین می رفتند، این دسته را نیز جزء شهدا می دانسته اند.

آنچه مسلم است همه افرادی که در راستای حفظ ارزشهای مکتبی و ترویج باورهای مقبول و کمال و کمال گرایی و و حفظ و صیانت از مام وطن بر زمین افتاده و خونشان ریخته می شود جزء شهیدان راه حق به حساب می آیند.

... آیات و احادیث بیشماری در فضایل شهید و شهادت وجود دارد که در این مقاله نمی گنجد اما از بارزترین آیات قرآنی به آیات 169 تا 171 سوره آل عمران را می توان اشاره نمود که با ترجمه ی مطلع زیر آغاز می گردد« گمان بر آنان که در راه خدا کشته شده اند مردگان هستند، بلکه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مند هستند» همچنین آیه 74 سوره نساء را می توان جزء بیّن ترین آیات قرآن به شمار آورد، آنجا که می فرماید: «کسی که در راه خدا جهاد کند و در راه خدا شهید شود پاداشی بزرگ به او عطا می کنیم» همچنین، چنان که پیش از این ذکر گردید احادیث فراوانی نیز درباره ی عظمت و ارج و مقدار شهید و شهادت وجود دارد از جمله پیامبر مکرم اسلام می فرمایند: هرکه در راه دفع ستم از خود کشته شود شهید است و یا در جایی می فرمایند: شرافت­مندانه­ترین مرگ شهادت در راه خداست.

... حضرت امیر می فرمایند: «سوگند به آن که جان علی در دست اوست،  آمدن هزار ضربت شمشیر بر سر،آسانتر از مردن در بستر می باشد»

شهید و شهادت در ادب کهن فارسی

همچنان که پیش تر ذکر گردیده واژگان شهید و شهادت به درازنای گستره ی تاریخ پیدایش بشریت و فرهنگ او قدمت و دیرینگی دارد، از این رو کاربرد این واژگان در عرصه ادبیات حکمی و اخلاقی و تعلیمی فارسی زبانان یک امر بدیهی است. اما از آنجا که شاعران و سخنوران هر عصری با ظرافت خاص همان روزگار بدان پرداخته اند، تحلیل و ذکر نمونه های مختصری از آن خالی از فایده نیست اما در این مجمل از زنده یاد اخوان ثالث از برجسته ترین شاعران معاصر نمونه ای آورده و سپس به پیشینیان می پردازیم؛

در مزار آباد شهر پر تپش...

وای جغدی هم نمی آید به گوش !!.

دردمندان بی خروش و بی فغان

خشمناکان بی فغان و بی خروش!...

آب ها از آسیاب افتاده است

دارها برچیده، خون ها شسته اند...

جای رنج و خشم و عصیان بوته ها

پشکبن های پلیدی رسته اند...

مشتهای آسمان کوب قوی وا شده است

یا نهان سیلی زنان یا آشکار

کاسه ی پست گدایی ها شده است...

در این شعر مفاهیم و مضامین اعتراض و رشادت با هم درآمیخته شده است آن سان که در عهد خود از تاثیرگذاری بسیار بالایی برخوردار بوده است.

... از جمله اشعار مشهور پیشینیان پهنه ی ادب کهن فارسی که ارزش شهید و شهادت در آن متجلی شده است، ابیاتی از نخستین فارسی سرایان با مضامین زیر است؛

یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه

یا چو مردانت مرگ رویاروی

ترکیب «مرگ رویاروی» را می توان از جمله اولین تعابیر شهادت طلبی به شمار آورد و یا در ادبیات تعزیه و اقلیمی مناطق ایران ابیاتی چون،

مرگ اگر مرگ است گو نزد من آی

تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

من از او عمری ستانم جاودان 

او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ

عمر جاودان اشارتی زیبا به شهادت طلبی دارد ودلق رنگ رنگ جز حیات مادی انسان چیز دیگری نیست. از دیگر شاعران و عارفانی که به وضوح به مقوله شهید و شهادت اشارت داشته اند سراینده منطق الطیر، شیخ فریدالدین عطار نیشابوری است که ابیات نغز زیر منسوب به وی می باشند؛

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

رو به صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادقی ز مردن مهراس

مردار بود هر آن که او را نکشند

عطار در این ابیات به ارزش والای شهیدان و عاشقات صادق اشارتی تمام داشته است. حافظ نیز در ابیات زیبای خویش نقطه اوج عاشقی را شهادت دانسته و معتقد است عاشق واقعی می تواند به فیض شهادت نایل آید.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق     ثبت است بر جریده عالم دوام ما

به نظر حافظ مرگ آگاهانه و دلخواسته سرانجامی نیک دارد، آنسان که در حریم لی مع الله گنجیدن، خاص شهیدان دل آگاه و صافی ضمیر است و حافظ بر این باور است.

زیر شمشیر عشق رقص­کنان باید رفت 

 کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

در میان شاعران و بزرگان ادب فارسی شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی اشارت های صریح تر و روشن تری به مقوله شهید و شهادت داشته است.

مرا هر آینه روزی قتیل عشق بینی گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت

از دیگر عارفان و شاعرانی که صفات عارفان زمین گریز و شهیدان صادق را به تصویر کشیده اند می توان به شعر بزرگانی چون مولوی، جامی، بیدل، فروغی، هاتف، صائب ... اشارت داشت.

ذیلا ابیاتی را از این شاعران جهت وقوف بیشتر خوانندگان ارجمند درج می نماییم.

کجایید ای شهیدان خدایی

بلا جویان دشت کبریایی

«مولوی»

در کیسه حباب ،سزاوار بحر چیست

بخشی توام سری که بگویم فدای تو

«بیدل دهلوی»

به قتل جامی ای مه رنجه گشتی کرم کردی

  جزاک الله خیراً جزاک الله خیرا

«جامی»

امروز بسی پیش تو خوارند

  پس از مرگ برخاک شهیدان تو خاراست

«هاتف اصفهانی»

حیف است چو زن به رخت گلگون نازی!

خون گردو بپوش ،زیب مردان این است 

«بیدل دهلوی»

اقتلونی اقتلونی یا شقات

أن فی قتلی خیاتٌ فی الحیات

«مولوی»

مرا بکشید زیرا که من می دانم مرگ من در حیات من است.

در متون کهن فارسی از جمله کتاب الفتوح رازی و تاریخ بلعمی و تذکره الاولیا به واقعه شهادت امام حسین (ع) و یاران و شهادت منصور حسین حلاج نیشابوری اشارت شده است.

نویسندگان پیشین اوج حریت و آزادگی را در شهادت حسین ابن علی و یاران آن بزرگوار می دانند. مرگ حلاج نیشابوری نیز مرگ ایده آل و با عزت را به ذهن انسانهای آزاده متبادر می سازد. شهادت در شعروادبیات متاخرین و معاصرین به دلایل متعددی مورد اقبال شاعران و نویسندگان قرار گرفته است که مجال پرداختن بدان وجود ندارد.

جهانی شدن فرهنگ و شهادت

اگرچه بسیاری از تحلیل گران مسائل اجتماعی بر این باورند که پدیده جهانی شدن خرده فرهنگها و فرهنگ های اقوام و ملیت های در اقلیت را به شدت تحت الشعاع قرار خواهد داد و بعضی نیز معتقدند فرهنگ ممالک مترقی و غالب به نفی و بعضاً محو فرهنگ های سایر ملت ها می انجامد.

اما به نظر اینجانب در عصر جهانی شدن فرهنگ آن رویکردها و جلوه هایی از فرهنگ ملت ها مانایی و تاثیر گذاری خواهند داشت که دارای ظرافت ها و افق های متعالی و اخلاقی بیشتری باشند از این رو به نظر می رسد در عصر مدرنیته و غلبه ی قدرتهای استعماری بشریت بیش از هر زمانی محتاج جلوه های فرهنگی مردمان مشرق زمین خاصه مسلمانان باشد.

... رشد تکنولوژی و علم ارتباطات و گسترش رسانه های دیداری و شنیداری و جاذبه های صوری نوعی فریبندگی را برای بعضی از مخاطبان جوامع به دنبال خواهد داشت، از طرفی حذف بعضی از فضایل اخلاقی و مکارم دینی از پهنه زندگانی ابناء بشر در اقصای عالم آنان را نسبت به دنبال نمودن رویکردهای مقبول و اخلاقی و عاطفی عطشناک تر نموده است. بازیافت هویت های پیشین بعضی از ملت ها زمانی امکان پذیر و میسر است که در عصر جهانی شدن فرهنگ ممالک اخلاق مدار و دارای هویت دینی (خاصه مسلمان) در پهنه جهانی شدن نقش پررنگ و درخور توجهی را داشته باشند.

... ارزش هایی چون شهید و شهادت زمانی می تواند در پهنه ی تعینات فرهنگی جهان حفظ گردد و رنگ نبازد که باورهایی از این دست با ظرافت های مقبول و هم سو با جریان مدرنیته و تکنیک و هنر توأمان گردیده و پیش رود. لذا بایستی پذیرفت که تا کنون بسیاری از جلوه های فرهنگی و تربیتی و اخلاقی منبعث از دین اسلام خاصه در مشرق زمین و ایران عزیز با روش های سنتی و غیر جاذب و بعضا به وسیله تکنیک ها و سنت های قدیمی از قبیل موعظه و منبر... به جامعه الفاء و تبلیغ گردیده است، به عبارتی این فرازهای فرهنگی و قابلیت های همه پسند در لباس هنر و جاذبه های تکنیکی روز دنیا عرضه نگردیده است.

به نظر می رسد ارزش هایی چون ترویج رادمردی و آزادگی و شهادت طلبی اگر با همین سنت های لسانی و غیر هنرمندانه در پهنه فرهنگ جهانی تبلیغ و عرضه گردد، بیم آن می رود که مورد پذیرش و استقبال قرار نگیرد. لذا رهیافت این فضیلت بزرگ بایستی در قالب بسته های فرهنگی و هنری جاذبه دار عرضه شود تا مردمان سایر ممالک محصول ایثار و جوانمردی بزرگان و جهاد و از جان گذشتگی شهیدان را عینا با رهایی از قیدهایی چون استثمار و استعمار رویت نمایند.

... مردمان آفت زده و گرفتار شده در هنجار شکنی های اخلاقی و اجتماعی بایستی ترویج اخلاق و زمین گریزی و خدا محوری و عبودیت و خلوص را در سکنات و حرکات شهیدان و اسطوره های ظلم ستیز به دور از تعصبات مذهبی و آرمان گرایی های وهم آلود ببینند. آن زمان است که مخاطبان خود و نسل های پیش رو را بیش از هر شخصی وامدار مصلحان بزرگ و شهیدان صادق جوامع خویش می دانند و در حفظ و حراثت و ترویج فرهنگ شهید و شهادت دریغ نمی نمایند.

نتیجه گیری و پیشنهاد

دستگاه های فرهنگی خاصه آنها که رسالت حفظ خون شهیدان و ترویج فرهنگ شهید و شهادت جزء وظایف ذاتی و سازمانی آنان است بایستی ساخت و تولید محصولاتی را در عرصه های فرهنگی و هنری شهید و شهادت به دست گیرند که در فراز و فرود و متن آن محصولات ارزش و اخلاق با واقعیت هایی تلخ و شیرین جامعه توأمان گردیده و اثرگذاری شهیدان و متعهدان به صورت عملی و نه موعظه ای و منبری و مستقیم، جلوه پیدا کرده باشد.

گنجانیدن صداقت و واقعیت های موجود در زندگانی و سیره عملی مردان این وادی در قالب های داستان، فیلم کوتاه، رمان، شعر و ... می تواند در تعقیر ذائقه ی مخاطبان دیرپسند و آفت زده عصر ماشین، اثرگذاری لازم را داشته باشد. بایستی در ترویج فرهنگ شهید و شهادت در عرصه جهانی شدن فرهنگ از هر گونه جانبداری صرف و سلیقه ای و متعصبانه پرهیز و روال تولید محصولات فرهنگی وهنری در این زمینه طبیعی جلوه نماید. تا مخاطب بعد از مقایسه ی آن پدیده های فرهنگی وهنری با سایر ممالک خاصه کشورها و ملت های غیر دینی، به انتخاب آزادانه مشی و مرام فرهنگی خود دست یازد.

... بی شک با اتخاذ چنین شیوه هایی اسلام عزیز روز به روز مورد اقبال بیشتری قرار خواهد گرفت و شهادت طلبی و ظلم ستیزی و اسطوره پروری مرام و فرهنگ عموم مردمان جهان می گردد.

فهرست منابع و مآخذ

1.  قرآن کریم، ترجمه ی مهدی الهی قمشه ای، چاپ اول 1374، قم نشر اعتماد

2.  آخر شاهنامه، چاپ هشتم 1363، تهران، مروارید، مهدی اخوان ثالث

3.         گل محمدی، احمد 1381 ، جهانی شدن فرهنگ، هویت، تهران نشر نی

4.  شاعری، محمد حسین، 1381 ، تهران نشر شاهد، جامعه شناسی شهادت طلبی...

5.  حافظ، دیوان غزلیات، تهران 1365، نشر صفی علی شا، به کوشش خطیب رهبر

6.  سعدی شیرازی، کلیات 1365، تهران نشر سپهر، به اهتمام محمدعلی فروغی

7.  مولوی، کلیات دیوان شمس، سال 1381، نشر گلستان، تهران، بدیع الزمان فروزان فر

8.  عطار نیشابوری، دیوان، 1380، علمی فرهنگی، سید ضیاء الدین سجادی

9.  بیدل دهلوی، دیوان، 1384، مختار اسماعیل نژاد، نشر سیمای دانش

10.   هاتف اصفهانی، دیوان، 1386، محمد عباسی، تهران نشر گلبانگ

11.   تعزیه در ایران، 1380، نوید شیرازی، صادق همایونی

 

 

                                  تالیف:

                           دکتر حبیب صفرزاده

 

+ نوشته شده در  89/03/15ساعت 14:56  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

با سلام خدمت دوستان با عنایت به باز گشت به وطن مدتی است با توجه به گرفتاری ها وبلاگ روز آمد نشده است امید وارم به زودی بتوانم مطالب در خور و ارزند ه ای با گذاری نمایم  با احترام صفرزاده
+ نوشته شده در  88/09/21ساعت 0:34  توسط دكتر حبيب صفرزاده  | 

(يا د اشت هايي پراكنده  در باب  فرهنگ ومديريت فرهنگي )

 

اسلام دين حكمت و تعقل است ،خدا ترسي و مرگ انديشي و جمال پرستي و خدا پرستي ........ از برترين  فرازهاي  حكمي و عرفاني  دين پيامبر خاتم  و مصطفاي  عالم  مي باشد .

عظمت اسلام و مقبوليت جهاني آن  به خاطر پرهيز از افراط و تفريط و رعايت اعتدال و كرامت اخلاقي انسان هاست .اگرارزشها و  ظرايفي چون رعايت اخلاق و احترام متقابل انسانها  به يكديگر، رعايت حقوق شهر وندي، آزادي انديشه ، عدالت و مساوات ،حفاظت و صيانت از آ بروي افراد ، پرهيز از هتا كي و پرده دري ،حفظ حريم خصوصي افراد ............را ازاين دين مبين بگيريم ،ارزش نظر گير ديگري نخوا هد ماند .

از جمله افتخارات نظام جمهوري اسلامي ايران اين است كه با تكيه بر حكمت اسلامي و رويكرد هاي خدا ترسانه و مرگ انديشانه به اداره ي امور كشور و تعامل باشهر وندان و مردم جهان بپردازد ،و اگر اين رويكردها ي همه پسند انه و خدا ترسانه  را از مانيفست اخلاقي ورفتاري  جمهوري اسلامي بگيريم ،  تفاوت قابل توجهي  با ساير نظامهاي سياسي جها ن وجود   نخواهد داشت.

ترويج منطق و سداد و راستي و پرهيز از ورود به حريم خصوصي افراد ، پاي بندي به قانون و شرع  ،پرهيز از اتهام و افترا ء هاي بي اساس  به افراد و  وهم انديشي در حوزه ي انديشه هاي ديني  همواره مورد تا كيد معمار بزرگ انقلاب و رهبری معظم بوده است .

متا سفانه آرام آرام منطق گريزي و پرده دري و حيثيت ريزي و مردم فريبي و وهم انديشي  در اين اقليم پيشنه دار به صورت فرهنگ  در آ مده  و كراهت خود را از دست مي دهد ، به گونه اي كه  امروزه هر انديشه ي ناصوابي در هاله ي قداست ديني پيچانده مي شود و به عنوان يك بسته ي فرهنگي  اعتقادي تقديم عوام الناس مي گردد و مردم عامي و عادي پاي بندي به اين باورها را وظيفه ي شرعي خود مي دانند و رفته رفته اين تكاليف سنگين و سنگين تر ميگردد.حا ل آنکه رهبری معظم نظام آفت ها و بدعت های بی اساس و نا مقبول را به همگان متذکر می شوند......  

چه كسي با يستي در مقابل ترويج با ورهاي خرافي و منطق گريزانه و عوام فريبانه  فانوس راه قاطبه ي مرد م نجيب كشور باشد ؟چرا عده اي از ترويج اسلام راستين مي هراسند و باور ها وسلا يق شخصي  خويش را به نام اسلام راستين و امام و رهبری  انتشار مي دهند .

عده اي از افراد در مصادر امور فرهنگي كشور به دنبال معاش انديشي و ترويج افكار غير ثقه مي باشند.  لذا هر انديشه و تفكر صواب يا  نا صوابي كه از زبان هر  اهل قدرت و انسان جسوری صادر مي گردد، فوري مبادرت به ترويج و نشر آن مي نمايند  و اين خطر بسيار بزرگي براي فرهنگ عمو مي كشور به شمار مي آيد  .

آ يا بهتر نيست اين گونه افراد معاش خود را در جاي ديگري جستجو نمايند ؟به جا ي تثبيت بد فرهنگی  وترويج افكار  تشنه گان  قدرت  به فكر حفظ مواريث فرهنگي واسلامي و هويت ايراني .... باشند .

امروزه بسياري از واژگان نا پسند در حوزه هاي گفتمان فرهنگي كراهت و زشتي خود را از دست داده اند ودر اين شرايط  متا سفانه مروجان اخلاق و حكمت اسلامي نيزبه خاطر متهم نشدن به يك جريان سياسي و فكري  كمتر نهي از منكرمي نمايند . سادات كه از قديم الا ايام در فرهنگ اسلامي و ايراني به عنوان ذريه  ي پيامبرمكرم اسلام  عزيزو گرامي به شمار مي آمده ا ند  ،  گاهي به خاطر داشتن يك سليقه ي سياسي خاص و يا برداشتي متفاوت از حكمت هاي ديني آماج حملات نا جوانمردانه و نا سزا هاي ناپسند قرار مي گيرند  و.بي حرمتي به بزرگان كشور و نخبه گان ديني و فرهنگي كشور .......... شهامت نام گرفته است ......

در جامعه اي كه مردم مدار احترام باشند و اخلا ق و قانون نهادينه شده باشد ، افراد نخبه  ي جامعه هرگز  به انزوا كشانيده نمي شوند.اما متاسفانه در كشور ما روز به روز افراد تاثير گذار و عليم و دانشمند به بهانه هاي پو چ و واهي و نسبت هاو تهمت هاي ناروا ، بي انصافانه از دور خدمتگزاري به مردم خارج مي شوند.به نظر مي رسد جريانهاي فرهنگي كشور بعضا هدفمند به دنبال تعقيير هويت فرهنگي و تعقيير ذايقه ي فرهنگي مردم نجيب اين سامان هستندو دغدغه های رهبری و مراجع عظام را جدی نمی گیرند . در غير اين صورت ادبيات نقد و انتقاد در رسانه هاي میدان دار  نبايست اتهام افكنانه باشد .

ما بايد بدانيم ترويج بد فرهنگي خطرش بيشتر از بي فرهنگي است .چون نهادينه شدن بد فرهنگي كار را رفته رفته  بر متوليان بي غرض و دلسوز امور فرهنگي دشوارو دشوار تر مي نمايد . درجوامع بي فرهنگ نقطه ي آ غازحركت زحمت چنداني ندارد .اما در جوامعي كه مبتلا به بد فرهنگي شده اند  تعقير ذايقه و رويكرد فرهنگي كاري صعب و دشوار است .براي نسل جوان امروز در ميان اين همه تعارض و اختلاف در برداشت ها يك پرسش اساسي  مطرح مي گردد كه اگر پيدا كردن را ه در ست و حق اين همه دشوار و نا ممكن مي نمايد پس چگونه در پس قرنها شبهه افكني ما به حقانيت دين و مذهب خود رسيده ايم..... .امروز نحله هاي مختلف و متعدد خود را طرفدار خط امام خميني (ره) مي انگارند ،حال آنكه اختلافهاي بينشان روز به روزشديدو  شديد تر مي گردد . خوشبختانه نگرش هاي  آن بزرگوار د ر پس تا ريخ گذشته  نمانده است كه هر كس بر داشت متفاوتي از آن را ارايه مي نمايد و مردم را سرگردان مي كنند   ، امام معاصر ما بوده است ،فرزندان و خانواده ي امام و شاگردان بزرگوارش در قيد حياتند و حضور دارند. يقينا آنها بهتر مي توانند جهت حركت و نگرشهاي امام را تبيين  نمايند .هنوز بعد از سي سال انقلاب با آن همه پشتوانه هاي فرهنگي و تاريخي مديران عرصه ي فرهنگ كشور نمي دانند كدام سمت و سوي فرهنگ ما  مقبول و كدام سمت نا مقبول است .بسياري از افراد در بديهي ترين مو ضوعات و پديده هاي حوزه ي فرهنگ وهنر شبهه افكني نموده و دچار تعصب مي شوند .

بعضي از پسند ها ي حوزه ي فرهنگ ريشه در فطرت انسانها دارد ، لذا با يك اظهار نظر شخصي و بدون شنا خت كامل  نمي توان مقبولييت هاو پسند هاي هنري و فرهنگي رايك جانبه  به بايگاني سپرد و آن را نا مقبول و ضد ارزش معرفي نمود  .بعضي از اين پسند هاي  فرهنگي و هنري  مقبول همه ي جوامع انساني و اسلامي و مورد تاکید مقا م معظم رهبری مي باشند  و هيچ گونه عنادي با حكمت و اخلاق اسلامي و انساني ندارد ،اين رو يكرد هاو نگرش هاي تعصب آميز  در عر صه هاي فرهنگي و هنري، مارا در فرا سوي مرز هاي كشور مان به انزوا كشانيده است و تمدن و فرهنگ ايران و هيمنه ي تاريخي ماراگاهي  دچار بي رنگي وگاهي  كم رنگي و تزلزل نموده است .

بعضي نظريات بد فرجام و بي اساس متاسفانه  دارد به نام ايران  جهاني مي شود(.اين كه مثلا مكتب اسلام و مذهب شيعه مكتب گريه و شيون و اعتراض است و  با شا ديهاي دنيوي عناد دارد)معلوم نيست اين عبارات در كدام كتاب فقهي و تاريخي و تفسيري آمده است كه به يكباره ما نيفست يك گروه مي شود و متا سفانه در رسانه ها نيز خواسته يا نا خواسته هر روز بدان دامن زده مي شود .

اسلام دين منطق و استدلال و مهر و عاطفه...................دين شور و سرور  است .چه كسي مي پذيرد كه در اسلام شادي و نشاط مذموم است و شيعه تا قيام قيامت بايد همواره   عزا دارباشد   و گريه كند  .چه كسي مي پذيرد اين دين حنيف فقط با لباس سياه مو انست و دوستي دارد .اين نگرش هاي بي اساس اگر به صورت فرهنگ در آيد روز به روز دامنه ي گرايش جوانان ما به سايت هاي اينترنتي مخرب و غير اخلاقي و خوشي هاي بي اساس بيشتر و بيشتر مي شود  وآنوقت نه از فرهنگ اسلامي و ارزشي اثري خواهد ماند ونه از .............    

+ نوشته شده در  88/03/18ساعت 19:51  توسط دكتر حبيب صفرزاده  |